تابوت کودکان غزه را به رود نیل بیندازید
شاید موسی به دادشان برسد
شاید فرعون
شاید آسیه
شاید نیروهای سازمان ملل
شاید گماشتگان خلیفه ی نفت
تابوت کودکان غزه را به رود نیل بیندازید
فرقی نمی کند که پسر باشند یا دختر

خمپاره ها که بیایند
فرفره بازی بچه ها آغاز می شود
یکی صدایش را بادبادک می کند
یکی صدایش را چراغ
و خوابهایش را نخی که چراغ ها را بالا می برد
نگاه کن که آسمان مدیترانه
پر از بادبادک خونین است
گلوله ها که بیایند
توپ بازی بچه ها آغاز می شود
نگاه کن
زخم ها برگشته اند
ستاره ها برگشته اند و شهیدان برگشته اند
یوسف برگشته است و یازده خمپاره در هر ساعت
بر خوابهایش فرود می آیند
آریل شارون برگشته است
از درون شیشه های ادرار آزمایشگاهی در تل آویو
سرما برگشته است و پرزیدنت سیاه برگشته است
در سرطان گرما
آمبولانس ها برگشته اند و جنازه ها برگشته اند

موج ها برگشته اند و شعرها ریخته اند به خیابان
قایق ها برگشته اند و لاک پشت ها برگشته اند
ناتو برگشته با ژنرال هایی فلزی
که برق شان قطع شده است
نیل ریخته است به باریکه ی غزه
کنعان کوچیده است به محله ی شجاعیه
و جنازه های تازه
زنبیل زنبیل می روند بر نیل
نه آغوش آسیه ای
نه یوسفی و نه موسایی
کسی تکان نمی خورد و کاری نمی کند
تنها پسرکی پابرهنه برگشته است
به نام حنظله
از درون کاریکاتورهای ناجی العلی
تا بچه ها را
از زیر این همه آوارهای تماشا
بیرون بکشد

Hanzalah in Gaza

Give the coffin of Gaza children to the Nile

Perhaps Moses save them

Perchance Pharaoh

Possibly Asiya

Maybe the UN forces

Perhaps servants of Oil Caliphs

Give the Gaza children coffin to the Nile

No matter it’s a boy or a girl

 

When the mortars come

Children start playing with gig fans

One alters his voice to a kite

The other changes it to a lamp

And makes his dreams a strand taking lamps up

Look the Mediterranean sky

Is packed with bloody kites

When the bullets come

Children start to play with ball

Look

The wounds are back

The stars are back and the martyrs too

Joseph is back and eleven mortars in each hour

Land on his dreams

Arial Sharon is back

Out of urinary lab tubes in Tel Aviv

The cold is back and the black president too

In the cancer of heat

Ambulances are back and corpses too

 

Waves are back and poems are poured into streets

Boats are back and turtles too

NATO is back with metal generals

Which their glow is dimed

The Nile pours into Gaza strip

Canaan has migrated to Shojaeiyeh neighborhood

And fresh corpses

Go to the Nile in baskets

There is no Asyia’s bosom

There is no Joseph, no Moses

No one moves nor does anything

Only a barefoot little boy is back

Named Hanzalah

Out of cartoons of Naji Al-Ali

To rescue children from underneath

Of all the watch.

 

Poem by Alireza Ghazeh

Translated by Mohsen K. Rahjerdi

Center for Translation of Hoze Honari



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 10:38 | نویسنده : nazli |

آن سوی همه ی دلتنگی ها خدایی هست

                       که داشتنش   

            جبران همه ی نداشتن هاست  

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 16:20 | نویسنده : nazli |



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 16:14 | نویسنده : nazli |
سلام به دوستای عزیزم دلم برای همتون تنگ شده (◕‿◕)

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 16:6 | نویسنده : nazli |



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 15:57 | نویسنده : nazli |



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 15:21 | نویسنده : nazli |

نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر

وقتی غم می­آید، فقط با یک مأمور مخفی نمی­آید بلکه با چند لشکر از راه می­رسد.ویلیام شکسپیر

آدم تبهکار می‌رود ولی شرش بعد از او می‌ماند. ویلیام شکسپیر

از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر

سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند.ویلیام شکسپیر

مصائب خود را مانند لباستان با کمال بی‌اعتنایی تحمل کنید. ویلیام شکسپیر



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 13:35 | نویسنده : nazli |



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 13:4 | نویسنده : nazli |



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 10:45 | نویسنده : nazli |
 بادیدن این تصاویرچه احساسی پیدا می کنید؟کامنت بزارید و احساستون رو بیان کنید



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 12:35 | نویسنده : nazli |